بایگانی ماهیانه: آذر ۱۴۰۲

آغاز شب یلدا

اغازشب یلدا

یلدا بادلی چرکین امد

وعشق خونین دراغوشش لبخند میزند

تا شعله های گرگرفته گیسوان دختران

قطرات باران را قربانی کنند

این قصه همواره بود

که عاشقان،تاریخ را امانتدار شدند ‌

وسازها که به نوبت جلوه گر بودند

درشب یلدا کودکان مهر

عموزنجیر باف را تکرار میکنند

وتا دمدمای صبح

دورهمی گرمابخش جانها میشود

ماندگاری یلدا همواره جاودانه است

با اینکه یلدا کدخدا را عصبانی میکند

وکاخ باداورده اش راغمگین.

اما پرندگان داغدیده را

بازافرین همدلی میکند

دروازه که بسته میشود

اغاز مرثیه هاست

وگلبانگ مادر بزرگ است

برای شبی که صنوبررا

به حجلگاه مرگ میبرند

وهیهات !ازاین شبیخون بی حیا

به عنفوان جوانی.

وچشمهایی که

مقدرات خوش نشین مغضوبان است

باید پاورچین پاورچین

شبهای ظلمانی را طی کرد

ومیهمان سحرگاهان شد

تا کهنگی افکار دژخیمان

درشعله های افتاب ذوب شوند

اغازشب یلدا دوباره لبخندها

جان میگیرند

وسینه ها،

درالتهاب عشق خواهندبود

محمد نوروزی بابادی

سی اذر ماه ۱۴۰۲

خدمات بنیاد مصیر در یک نگاه

شیره انگور

 

چگونگی شرک

شیره انگور و خرما و توت

 

 

شیره های خرما و انگور وانجیر و توت